فریاد شدم اگر چه او گوش نشد

فــریــاد شـــدم اگـــر چــه او گـــوش نشد
زد بــر دلـــــم آتشـی کــه خـــامـــوش نشد

عمری است که بین من و دل درگیری است
چـون خــاطــره اش هیـچ فــرامـوش نشد

#یونس_نوروزی_اولشی

اندوه و غم تمام قد یعنی مرگ

انـدوه و غـم تمــام قــد یعنی مرگ
نومیـد شـدن تـا بـه ابـد یعنی مرگ

در آخر عمر خویش مردی می گفت
وقتی کـه غـرور بشکنـد یعنی مرگ

#یونس_نوروزی_اولشی

بعد از تو چها کنم غم پیری را

بعـد از تـو چهــا کنــم غــم پیـــری را
هنــگام غـــروب جمعــه ، دلگیــری را

ای کاش کسی در این زمان درک کند
این عـاشـق و دیـوانـه ی زنجیـری را

#یونس_نوروزی_اولشی

در زندگی ات اسیر بودی دل من

در زندگی ات اسیر بودی دل من
آمــاج هــزار تیــر بــودی دل من

در بیـن تمـام زورگـویـان هـر بار
آواره و سـر به زیر بودی دل من

#یونس_نوروزی_اولشی