بر تن ات پیراهن پاییز باشد بهتر است

______________________________

بـر تـن ات پیــراهـن پـاییـــز بـاشـد بهتــر است
هرچه رویاهــا خیــال انگیــز باشـد بهتــر است

 

مـن بیـاد شهـــریـار و عـشـق گـفــتــــم بـارهــا
وعــده ی دیــدار مـا تبــریـز بـاشـد بهتــر است

 

از طبیعت هــای سـرسبــز جهــان سـرشــار تــر
دشت چشمان تو حاصل خیـز باشـد بهتـر است

 

من یقین دارم همـان عشقی که بر قلبم نشست
مثل چـاقـوهــای زنجـان تیـز باشـد بهتـر است

 

چشم تو هر مرده ای را زنده خواهد کرد عزیز!
ایـن حقیقت روز رستـاخیـز بـاشـد بهتــر است

#یونس_نوروزی_اولشی

مانند مترسکی که بغضش ترکید

ماننـد متـرسکـی کـه بـغـضـش تـرکیـد
دور و بـر مـن پـر است از فـکــر پلـیـد

از پنجره هایی که به خون آلوده است
فــریـاد زدم کـسـی بـه دادم نـرسـیــد

#یونس_نوروزی_اولشی

نه مردم چینیم و نه هم از روسیم

نه مردم چینیم و نه هم از روسیم
چندی است که ما مبلغ افسوسیم

با اینکه جهـان ما مدرن است ولی
افسـرده تر از مـردم دقیـانـوسیـم

#یونس_نوروزی_اولشی

جسم متحرکیم و جان می خواهیم

جســم متحرکیـم و جـان می خواهیـم
در زندگی آنچه نیست آن می خواهیـم

بــا دادن آنـچــــه آرزو مـی کـــردیــــم
دلخسته تر از همیشه نان می خواهیم

#یونس_نوروزی_اولشی

تمثیل بزرگ دست تنگی هستم

تـمـثـیــل بـزرگ دسـت تنـگـی هستـم
بــی روح تـــر از آدم سـنــگـی هستـم

سرخورده ، علیل و دربـدر  ، یعنی من
یک کـارگــر بـیــل و کـلـنــگـی هستـم

#یونس_نوروزی_اولشی

من را به بهانه ی اسیری می زد

دایـم بـه بـهــانـه ی اسیـری می زد
بر سایه ی مـن همیشه تیری می زد

هــربــار بـه آیـیـنــه نـگـاهــم افتـاد
پشت سـر هــم تهمت پیــری می زد

#یونس_نوروزی_اولشی