هر بار مرا نهیب دادی ای عشق

هـــر بـار مــرا نـهـیـب دادی ای عشق
دائـم غــم بی شکیـب دادی ای عشق

در دست مـن شکـسـته دل چـون آدم
یک فاجعه مثـل سیب دادی ای عشق

#یونس_نوروزی_اولشی

خورشید اگر که از شفق برگردد

خورشیـد اگـر کـه از شفـق برگردد

ناحقـی تــان نیـــز بـه حـق برگردد

با ظلم و ستمهای شما خواهم ماند

دلخـوش به زمـانی که ورق برگردد

#یونس_نوروزی_اولشی

من درس بزرگی به جهان خواهم داد

من درس بـزرگی به جهـان خـواهم داد
با شعر و غزل به سفره نان خواهم داد

سوگنـد به ابـر می خـورم مثـل درخت
آزاده و ایـسـتـــــاده جــان خـواهـم داد

#یونس_نوروزی_اولشی

ای دل تو در آینده مرا یاری کن

ای دل تو در آینـده مـرا یاری کن
کمـتــر بنشین و نـالـه و زاری کن

وقتی که وصال غیرممکن باشـد
در عشق بمـیـــر و آبــروداری کن

#یونس_نوروزی_اولشی

انگشت نما مثل کلاغم کردی

انگشـت نمــا مثـل کـلاغــم کـردی

آواره تـــر از بـلـبــل بـاغــم کـردی

بـا ایـنــکــه امیـــدوار بــودم امــا

ای عشق ببین چگونه داغم کردی

#یونس_نوروزی_اولشی